درخواست های ارتباط
جستجو
لیست دوستان من
صندوق پیام
همه را دیدم
  • در حال دریافت لیست پیام ها
صندوق پیام
رویدادها
همه را دیدم
  • در حال دریافت لیست رویدادها
همه رویدادهای من

از رویا تا واقعیت !!! مرد آهنی پرنده واقعی شد !

7 نظرات
30 بازدیدها
ریچارد براونینگ یک کارآفرین و مخترع انگلیسی است که در آخرین اختراع خودش لباسی تقریبا مشابه لباس پرنده مرد آهنی اختراع کرده است که به او قابلیت پرواز کردن می دهد !! این لباس در داخل خودش شش عدد موتور مینیاتوری جت دارد که توسط خود ریچارد طراحی و تولید شده اند و امکان حرکت ریچارد با استفاده از این موتورها به جهات مختلف را می دهد ، اما هنوز این لباس جای کار زیادی دارد و هر کسی نمی تواند با استفاده از این لباس پرواز کند و نیاز به تمرین های سخت زیاد است ، در ویدیویی که مشاهده می کنید ریچارد با تمرین های سخت و دشوار و بدنسازی های سخت توانسته است این لباس را به پرواز در بیاورد ، پیشبینی می شود این تکنولوژی در آینده ای نه چندان دور به عنوان یک تکنولوژی پروازی برد کوتاه برای انسان ها قابل استفاده شود.
برچسب ها
مطالب مرتبط

در حال دریافت اطلاعات

نظرات
  • جالب بود فقط فکر کنم چون مخزنش کوچیک بود خیلی برد نداشت یعنی بالاتر نمیرفت.!!!
    البته شایدم دلیلش چیز دیگه ای بوده نمیدونم؟؟!!!
  • خوب این پروتوتایپ بوده بعدا سرمایه‌گذاری بشه جواب میده
  • مهندس نصیری پروتوتایپ یعنی چی؟
  • یعنی نمونه اولیه برای اثبات عملی شدن
  • وااای فوق العاده بود این شروع خیلی چیزا میتونه باشه من به شخصه لذت بردم و خوشحالم این جوون کشورش و دولتش این بستر و امکانات رو براش فراهم کرده و بجای رفتن دنبال یللی تللی و خرافات دنبال این کار رفته..این باید برای خیلی ها الگو بشه من که دنباله رو راهش هستم شما چطور...
  • خب جالبه ولی خوبیش اینه که به اینا بها میدن

    چند سال پیش بود منم یه چیزی به مغزم خطور کرد که اگه میشد به جا اینترنت اب و برق و گاز هم اکانتی میشد خوب بود دیه کسی نمیپیچوند و از همون مرکز قطع و وصل میکردن که ناگهان وژدانم اومد گفت بگو بینم چی شما پولیه برقو که از کول برق . اب که پشت کنتوری گاز هم که یه طرح کرمانی (دریچه رو سوراخ میکردن فشار رو شماره سنج کنتور کم میشد کنتور نمینداخت) خلاصه طرحه داره خاک میخوره (خخخ)
    ولی خدایی الان همه پولیه از اونجا رفیتم (پوستمون کنده شده انقد هزینه اب و برق و گاز میدیم)

    یا یاد اون روزی افتادم که ممد رفیقم یه ویروس نوشته بود که اطلاعاتو برمیداشت و برا ادرسی مشخص ارسال میکرد بعد با حدود 10 تا انتی ویروس تست کرد هیچکدوم پیدا نمیکردن (یه چیزی تو مایه های کیلاگر) اقا رفتیم با شوق و زوق ببریم پیش استاد که بگییم برا مسابقه علمی شرکت کنیم خدای استاده گیر داده بود خب این کرم که میگی کو چرا من نمیبینم
    یعنی اون موقع بود که مث چی در کوه های زاگرس محو شدیم

    و در اخر همه میگفتن :

    نرو سمیه، پونزدهم نرو...
    چون اگه بری ما ضایع میشیم
    ولی اگه رفتی دیگه برنگرد
    چون نمیگن ما دوس نداشتیم itpro رشد کنه میگن اونا بهتر بودن سمیه
    نرو سمیه نرو
  • ایول .... به عمل کار بر آید ...

برای ارسال نظر ابتدا به سایت وارد شوید

arrow